الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

439

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

سپس در تأكيد همين معنا با عبارات تكان دهندهء ديگرى مىافزايد : « احوالش ناپايدار و حالاتش دگرگون ( به‌گونه‌اى كه ) زندگى در آن نكوهيده و نامطلوب و امنيّت در آن ناياب و معدوم است » ؛ ( أحوال مختلفة ، و تارات « 1 » متصرّفة « 2 » ، العيش فيها مذموم ، و الأمان منها معدوم ) . سرتاسر تاريخ بشر پر از شواهد زنده‌اى بر اين گفتار پرمعناى مولاست و از آن فراتر ، آيات قرآن مجيد است كه از سرگذشت پيشينيان پرده بر مىدارد . از جمله صحنهء بسيار عبرت‌انگيزى است كه از زندگى ثروتمند معروف بنى اسرائيل قارون در اواخر سورهء قصص ، ترسيم كرده است . يك روز قارون با تمام زر و زيور و خدم و حشم و دم و دستگاه خود در ميان بنى اسرائيل ظاهر مىشود و با تمام قدرت و ثروتش از برابر چشمان آنها رژه مىرود ، آنچنان كه گويى در دل دنياپرستان بنى اسرائيل ، قند آب مىشود و فرياد يا « يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ » سر مىدهند . فرداى آن روز كه با يك زلزلهء آميخته با « خسف » زمين ، قارون و تمام اموال و ثروتش را در كام خود فرومىبرد آن دنياپرستان ديروز در وحشت فرومىروند و اين سخن را مىگويند « « لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنا لَخَسَفَ بِنا » اگر خدا بر ما منّت ننهاده بود ما را نيز به قعر زمين فرومىبرد ( و به سرنوشت قارون گرفتار مىشديم ) » . در عصر و زمان ما نه تنها اين گونه حوادث كم نيست ، بلكه دامنهء وسيع‌تر و گسترده‌ترى پيدا كرده و صحنه‌هايى كه همه روز با چشم خود ناظر آن هستيم . سپس امام عليه السّلام در پايان اين فراز ، تشبيه جالبى دربارهء حوادث دنيا و ساكنان دنيا دارد ، مىفرمايد : « اهل دنيا همواره هدف تيرهاى بلا هستند ، كه پى در پى بسوى آنها پرتاب مىكند و با مرگ نابودشان مىسازد » ؛ ( و إنّما أهلها فيها أغراض

--> ( 1 ) . « تارات » جمع « تاره » بر وزن « غارت » به معناى زمان و معمولا به معناى يك مرتبه به كار مىرود . ( 2 ) . « متصرّفه » از ريشهء « تصرف » يعنى دگرگون كردن .